شعر
  • شهادت امام سجاد(ع) – محمد بیابانی
    این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد   هیچ عقده ای از این گلوی بسته وا نکرد   آنچه که آرزوی من آن بود آن نشد   سی سال دیر آمد و فکر مرا نکرد   طوفان گرفت و دار و ندارم به باد رفت   روزی که غم وزید و به ما جز […]
  • شب عاشورا محرم الحرام – علی انسانی
    چرا بی یاری و بهرت دگر یاور نمی آید به دُنبالت کسی جُز اشک هر دختر نمی آید ازین راهی که داری پیش رو لَرزد دلم، دیدم که هر کس می رَود در خیمه ها دیگر نمی آید علمدار تو کو، اکبر چه شد، قاسم کجا رفته؟ هزاران لشکر آن سو بهر تو لشکر نمی […]
  • شب تاسوعا محرم الحرام – محمود ژولیده
    تا دوش تو سَریر مُقام رقیه بود   عالم شبانه روز به کام رقیه بود   تا روی زانوی تو سه ساله قرار داشت   آغوش تو دوام و قوام رقیه بود   هرجا که صحبت از عمو عباس می شنید   بر عالمی تفاخُر نام رقیه بود   گاهی به لَحن با نمک و […]
  • شب هشتم محرم الحرام – حمیدرضا برقعی
    پدر آرامش دنیا، پدر فرزند أعطینا   پدر خون خدا اما، پسر مجنون پسر لیلا   به کم قانع نبود اکبر، لبالب گشت از دلبر   به یکدیگر رسید آخر، لب رود و لب دریا   پسر دور از پدر می‌شد، مهیّای خطر می‌شد   پدر هی پیرتر می‌شد، پسر می‌بُرد دلها را   در […]
  • شب هفتم محرم الحرام – حسن لطفی
    تو و تاول و گرمی آفتاب   من و فکر دلشوره های رباب   لبت تا به هم تا به هم می خورد   تمامی لشگر به هم می خورد   زبان بسته ای یا ادب کرده ای   بمیرم برایت که تب کرده ای   زدم بوسه بر صورتت جمع شد   چرا اینقدر […]
  • شب ششم محرم الحرام – محمد سهرابی
    قد کشید و بلند بالا شد   تا فلک پر زد و مسیحا شد   به همین قدر اکتفا فرمود   بند کفش اش نبست و موسی شد   آب و آیینه را خبر بکنید   رخ داماد عشق زیبا شد   دست و پا زد که یعنی این جایم   علت این بود زود […]
  • شب پنجم محرم الحرام – غلامرضا سازگار
    عمو فدای جراحات پیکرت گردم   شهید مکتب عباس و اکبرت گردم   نماز عشق بجا آور و عنایت کن   که من مکبّر در خون شناورت گردم   ز خیمه بال زدم تا کنار مقتل خون   به این امید که سرباز آخرت گردم   مگر نه بر سر دست تو ذبح شد اصغر […]
  • شب چهارم محرم الحرام – علی اکبر لطیفیان
    تن من را به هوای تو شدن ریخته اند   علی و فاطمه در این دو بدن ریخته اند   جلوه واحده را بین دو تن ریخته اند   این حسینی است که در غالب من ریخته اند   ما دو تا آینه رو به روی یکدگریم   محو خویشیم اگر محو روی یکدگریم   […]
  • شب سوم محرم الحرام – محمد جواد پرچمی
    اومدم برا لبت دعا کنم   تو خرابه ها خدا خدا کنم   نوه‌ی فاطمه هستم اومدم   روزگار یزید و سیا کنم   ***   اومدم کار ثواب کنم برم   نقششو نقش برآب کنم برم   با همین دستای بستم اومدم   روسرش کاخ و خراب کنم برم   ***   اومدم قدّ […]
  • شب دوم محرم الحرام – علی اشتری
    رنگ ها رنگ خزان است بیا برگردیم   این سفر بار گران است بیا برگردیم   صحبت از جایزه و ملک ری و گندم بود   خواهرت دل نگران است بیا برگردیم   چشم شوری به علی اکبرتان خیره شده   قصه ی مرگ جوان است بیا برگردیم   صحبت از دیده ی دریایی عباس […]
  • شب اول محرم الحرام – وحید قاسمی
    یادش بخیر عطر خوشِ باغ سیب ها   یادش بخیر شهرِ رسولِ نجیب ها   دلتنگِ چشمهایِ قشنگِ توأم حسین   بستم دخیلِ اشک به أمن یُجیب ها   کمتر کسی دلش ز غمت شور می زند   در کوفه اندک اند شبیه حبیب ها   فتوا به قتل و غارتِ آل نبی دهند   […]
  • عید سعید غدیر-شیخ رضا جعفری
    منبری از خطبه های ناب خواند   در غدیر اسم علی را آب خواند   السلام ای آب دریای صمد   ای زلال قل هو الله احد   ای که می گردی شبیه انبیا   بر هدایت کردن قومت بیا   ای رسول مردم آئینه ها   بعثت غارت، حرای سینه ها   ای به […]
  • عید سعید غدیر-علی اکبر لطیفیان
    دستان تو حالا شده بالاترین دست   جبریل بوسه می زند بر اینچنین دست   خلق ازل ، کارِ ابد بر عهده یِ توست   ای اولین دستِ خدا ، ای آخرین دست   آن دست ها را آنقدر بالا گرفتند   تا داد یزدان با امیرالمؤمنین دست   یادِ تو و دست تو افتادم […]
  • مدح امیرالمومنین(ع)-علی اکبر لطیفیان
    چیزی به جز نامت برای ما سند نیست   جز حرف عاشق هیچ چیزی مستند نیست   این خانه لو رفته ست در جمع گدایان   اینجا کسى که دست خالى میرود نیست   بیچاره ای دیدم نشسته در مسیرت   بیچاره جز اینجا که جایی را بلد نیست   گیرم بخواهم بشمرم فضل على […]
  • ولادت امام هادی(ع)-جواد پرچمی
    هرکه را آسمانی اش کردند در نگاه تو فانی اش کردند هرکسی را که عطر و بوی تو داشت غرقِ در مهربانی اش کردند در بهشت خدا محبّ تو را لایق حکمرانی اش کردند و سپس عاشق ولایت را تا ابد جاودانی اش کردند از سبوی تو هرکسی مِی زد مست آئینه خوانیش کردند هر […]
  • ولادت امام هادی(ع)-محمد بیابانی
    شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن بنویس سردر […]
  • ولادت امام هادی(ع)-علی اکبر لطیفیان
    آستان خدا کمال شما هفت پرواز زیر بال شما با شما می شود به قرب رسید ای وصال خدا وصال شما گاه با آدم و گهی با نوح بی زمان است سن و سال شما مثل جبرئیل می شود بالم با همین غوره های های کال شما دل سپردم، مباد پس بدهید گرچه نا قابل […]
  • شهادت امام باقر(ع)-قاسم نعمتی
    بار بلا به شانه کشیدم به کودکی از صبح تابه عصر چه دیدم به کودکی ازخیمه گاه تا ته گودال قتلگاه دنبال عمه هام دویدم به کودکی آن شب که درمقابل من عمه را زدند فریاد الفرار شنیدم به کودکی عمه اگرچه درهمه جا شد سپر ولی من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی آن […]
  • شهادت امام باقر(ع)-حسن لطفی
    عاقبت آه کشیـدم نفس آخر را نفس سوخته از خاطره ای پرپر را روضه خوانی مرا گرم نمودی امشب روضه ی آنهمه گل، آنهمه نیلوفر را آخرین حلقه ی شبهای محرّم هستم شکر، ای زهر ندیدم سحـری دیگر را باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است باورم نیست تماشای تنی بی سر را باورم […]
  • شهادت امام باقر(ع)-سید حمیدرضا برقعی
    نگاه کودکی ات دیده بود قافله را تمام دلهره ها را، تمام فاصله را هزار بار بمیرم برات، می خواهم دوباره زنده کنم خاطرات قافله را تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟ چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت، ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را […]
  • شهادت حضرت جواد الائمه(ع)-وحید قاسمی
    تشنه ی آب و عاطفه هستی از نگاهت فرات می ریزد از صدای گرفته ات پیداست عطش از ناله هات می ریزد ** نفست بند آمده؛ ای وای عاقبت زهر کار خود را کرد عاقبت زهر، زهر خود را ریخت جامه های عزا تن ما کرد ** تشنگی سویِ چشم تان را بُرد سینه ی […]