جلسه هفتگی ۱۲ دیماه ۱۳۹۶ از ساعت ۲۱

سخنران : استاد حاج مهدی توکلی

ذکر مصیبت : برادر حسین پویانفر

فرمانیه-نرسیده به کوه نور-خیابان شهیدفربین-خیابان شهیدحاتم خانی-زینبیه شهدای گمنام

حضرت زینب سلام الله علیها
  • ولادت حضرت زینب (س)-علیرضا لک
    با نام عشق، نام خدا، عشق نام تو  دارم شروع می شوم از فیض عام تو    بر دست های هرکه رسیدی دلش شکست  غم را چکانده اند مگر بین کام تو؟    تو آمدی عصاره ی این پنج تن شدی  ای مظهر خدایی عصمت مرام تو    مثل خدیجه هستی تو وقف می شود […]
  • ولادت حضرت زینب (س)-حسن لطفی
    می نویسم پس ازخدا زینب جمع اسماء و اسمها زینب می نویسم که وَالضُحی زینب ربنا بعد ربنا زینب ای عطا بخش هل اتی زینب   نام او تا که بر زبان افتاد کوه برخاست آسمان افتاد علم از شانه ی یلان افتاد هرچه سر بود به آستان افتاد می نویسم که انما… زینب   […]
  • ولادت حضرت زینب (س)-قاسم نعمتی
    عاشق طواف کعبه ی آمال می کند اخلاص را چکیده ی اعمال می کند   عاشق شراب می چکد از دیده ی ترش با گریه مست می شود و حال می کند   دیوانه ی حسین شدن اوج بندگی ست این کار را عقیله ی این آل می کند   زینب همان کسی ست که […]
  • مدح حضرت زینب (س)-علی اکبر لطیفیان
    مدح حضرت زینب (س)-علی اکبر لطیفیان        تا که افتاد به این کوچه گذارش محتاج   پر شد از لطف کسی کوله بارش محتاج       جمع کرد آبروی ریخته ای را با لطف   آبرو داد سر داد و هوارش محتاج       شرط بستم سر این دل که بیاید […]
  • شهادت حضرت زینب (س)-حامد خاکی
    شهادت حضرت زینب (س)-حامد خاکی   یادش به خیر روز و شبم با حسین بود ذکر بی اختیار لبم یا حسین بود پا تا سرِ عقیله سراپا حسین بود وقتِ اذان اشهدِ من یا حسین بود   ما تار و پودِ رشته یِ پیراهن همیم یعنی من و حسین، حسین و منِ همیم   دور […]
  • مدح و مرثیه حضرت زینب – لطیفیان
     در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت وقت طواف چهارمش خاکسترش ریخت فطرس شد و غسل تقرب کرد روحش هر کس که خاک چادرش را بر سرش ریخت از زینبش زهرای دیگر ساخت زهرا مادر تمام خویش را در دخترش ریخت او «زینت» است و بی نیاز از زینتی هاست پس از مقامش […]
  • مرثیه اربعین – رحمان نوازنی
    همینکه سمت نگاهش به قتلگاه افتاد  دلش شکست و دوباره به آه آه افتاد  دوباره زلزله ای بین بارگاه افتاد  اگر غلط نکنم کوه صبر راه افتاد  ولی چه کوه عجیبی چقدر خم شده است  چقدر دور و برش رشته کوه کم شده است   بلند شد؛به زمین خورد و گفت یادت هست چگونه قامت […]
  • مرثیه اربعین – علی اکبر لطیفیان
      هجران بهانه ایست برای وصال ها   بهتر شده ست از برکات تو حال ها   از یاد رفته است جراحات بال ها   با عمه راحت است تمام خیال ها       عمه نگو که فاطمه ی کربلا بگو   عمه نگو حسین بگو مرتضی بگو       بابا سلام عمه […]
  • ورود کاروان به شام – وحید قاسمی
     از پشت بام بر سرمان سنگ می زنند  بر زخم کهنه ی پرمان سنگ می زنند    وقت نزولِ سوره ی توحید بر لبت  ابلیس ها به باورمان سنگ می زنند    وقتی که سنگشان به سر نی نمی رسد  سمت سکینه خواهرمان سنگ می زنند    ازپای نیزه فاطمه را دور کن پدر!  این […]
  • در مسیر کوفه و شام – محسن عرب خالقی
    در زیر بار داغ تو هر دم شکسته ام مانند کوه بودم و در هم شکسته ام دیدم همه به آینه ات سنگ می زنند دیدم ترک نشسته به قلبم، شکسته ام این بار هم شکسته تر از قبل دیدمت این بار هم ببین دلِ از غم شکسته ام ای خطبه خوان منبر نیزه، امام […]
  • در مسیر کوفه و شام – محمدعلی مجاهدی
    کربلا را می ‌سرود این بار، روی نیزه‌ ها با دو صد ایهام معنی‌دار، روی نیزه‌ ها نینوایی شعر او از نای هفتاد و دو نی مثل یک ترجیع شد تکرار، روی نیزه‌ ها چوب خشک نی به هفتاد و دو گل آذین شده ست لاله‌ها را سر به سر بشمار، روی نیزه‌ ها زخمی […]
  • در مسیر کوفه و شام – وحید قاسمی
    چکیده قطره ی خونی ز چشم سلسله ای شکسته بغض گلوگیر تلخ آبله ای میان خنده ی قابیلیان چه مظلوم است صدای ضجّه ی جان سوز زنگ قافله ای تمام آینه ها را به نیزه ها زده اند عجب جماعت خوش ذوق و اهل حوصله ای دم غروب که یک آینه زمین افتاد وزید باد […]
  • در مسیر کوفه و شام – محمود ژولیده
    استخوان سوخته ها می دانند آتش و قهر و غضب یعنی چه! جگر افروخته ها می دانند عطش و خشکی لب یعنی چه! غیرت آموخته ها می دانند در حرم ترک ادب یعنی چه! دل به ره دوخته ها می دانند گم شدن در دل شب یعنی چه! تن تب دار علی می داند آتش […]
  • در مسیر کوفه و شام – پیمان طالبی
    از سر نیزه دعایی کن سوای این و‌ آن چون امیدی نیست دیگر به دعای این و آن جاده ای هستم که پایانم تویی امّا بدان مانده روی بغض هایم ردّ پای این و آن تا علم افتاد بی مولا و بی صاحب شدم می چکد خون دلم از طعنه های این و آن صبر […]
  • در مسیر کوفه و شام – سید رضا موید
    ای سرت چون ماه سرگردان به روی نیزه ها از غمت خون عقده بسته در گلوی نیزه ها خاطرات کربلا از پیش چشمانم گذشت تا برآمد صوت قرآنت ز روی نیزه ها آمدی با سر به دیدارم که برگردد، حسین دیده ی مردم ز محمل ها به سوی نیزه ها من فدای حنجر خشکت که […]
  • در مسیر کوفه و شام – سعید بیابانکی
    حضرت زینب(س)-در مسیر کوفه و شام شبی دراز شبی خالی از سپیده منم طلوع تلخ غروبی به خون تپیده منم پی نظاره‌ات ای یوسف سرا پا حسن کسی که دست و دل از خویشتن بریده منم خوشا به حال تو ای سرو رسته بر سر نی نگاه کن منم این بید قد خمیده منم کسی […]