امام حسین علیه السلام
  • اربعین حسینی-محمد جواد غفور زاده
    سحر چون پیک غم از در درآید   شرار از سینه، آه از دل برآید   ندای کاروانی از وطن دور   به گوش جان ز دیوار و در آید   گمانم کاروان اهل‌بیت است   که سوی کعبه‌ی دل با سر آید   گلاب از چشم هر آلاله، جاری است   که عطر عترت […]
  • اربعین حسینی-حاج محمود ژولیده
      کاروان آمده و برگ خزان می ریزد باز از چشم حرم دُرِّ گران  می ریزد   هرکه دنبال گل گمشده ای می گردد درد از عاطفه های نگران می ریزد   راه بگشای که بانوی حرم می آید سوز هجر است که از قدکمان می ریزد   دستها باز شده تا که به سرها […]
  • مناجات با امام حسین(ع)-علی اکبر لطیفیان
    از دهِ آباد ما ویرانه میماند به جا
 آخرش از نام ما افسانه میماند به جا

    هرکسی فانی نشد در عشق باقی هم نشد 
در میان سوختن پروانه میماند به جا

   فیض ما از روضه ات از روضه خانه کمتر است
 ما نمی مانیم اما خانه میماند به جا

   آنقدرها آمدند و […]
  • امام حسین(ع)-سعیدپاشازاده
    تا گریه بر حسین تمنای خلقت است بین من و تمام ملائک رقابت است نزدیک می کند دل ما را به هم حسین این اشک روضه نیست، که عقد اخوت است مقبول اگر شداست نمازی که خوانده ایم مهر قبولیش به خدا مهر تربت است ما از غدیر سینه زن کربلا شدیم این دست های […]
  • ورود ماه محرم-مهدی رحیمی
    هست در چشمِ عاشقان تا اشک روضه آغـاز می شود بـا اشک دست انـداخت و به نام عـلی آمـد از پشتِ پـلک بـالا اشک نـام اربـاب آمده کـه گذاشت بعدِ یـک سـال پـا به دنیا اشک نـام اربـاب آمـد و نـشنـاخت بـاز در چشمِ مـن سـرا پـا اشک پـس بـه نـامِ حسین مـی ارزد دو […]
  • مرثیه اربعین – رحمان نوازنی
    همینکه سمت نگاهش به قتلگاه افتاد  دلش شکست و دوباره به آه آه افتاد  دوباره زلزله ای بین بارگاه افتاد  اگر غلط نکنم کوه صبر راه افتاد  ولی چه کوه عجیبی چقدر خم شده است  چقدر دور و برش رشته کوه کم شده است   بلند شد؛به زمین خورد و گفت یادت هست چگونه قامت […]
  • مرثیه اربعین – علی اکبر لطیفیان
      هجران بهانه ایست برای وصال ها   بهتر شده ست از برکات تو حال ها   از یاد رفته است جراحات بال ها   با عمه راحت است تمام خیال ها       عمه نگو که فاطمه ی کربلا بگو   عمه نگو حسین بگو مرتضی بگو       بابا سلام عمه […]
  • ورود کاروان به شام – وحید قاسمی
     از پشت بام بر سرمان سنگ می زنند  بر زخم کهنه ی پرمان سنگ می زنند    وقت نزولِ سوره ی توحید بر لبت  ابلیس ها به باورمان سنگ می زنند    وقتی که سنگشان به سر نی نمی رسد  سمت سکینه خواهرمان سنگ می زنند    ازپای نیزه فاطمه را دور کن پدر!  این […]
  • وداع با محرم – علی اکبر لطیفیان
      دارد تمام می شود آقا عزای تو کم گریه کرده ایم محرم برای تو   دارد چه زود سفره تو جمع می شود تازه نشسته ایم بخوریم از غذای تو   شبهای آخر است… گدا را حلال کن این هم بساطِ نوکر بی دست و پای تو   ما را ببخش گریه ی سیری […]
  • در مسیر کوفه و شام – صباحی بیدگلی
    افتاد شامگه به کنار افق نگون خور، چون سر بریده ازین تشت واژگون افکند چرخ، مغفر زرین و از شفق در خون کشید دامن خفتان نیلگون اجزای روزگار ز بس دید انقلاب گردید چرخ بی حرکت، خاک بی سکون کند امهات اربعه ز آبای سبعه دل گفتی خلل فتاد به ترکیب کاف و نون آماده […]
  • در مسیر کوفه و شام – هادی ملک پور
    دستان باد موی تو را شانه می کند خون بر دل پیاله و پیمانه می کند از داغ جانگداز جبین شکسته ات زخمی عمیق بر جگرم خانه می کند رگهای حنجر تو به گودال گوییا با دوست، گفتگوی صمیمانه می کند ذبحت عظیم بود و زبان مرا برید حالا ببین چه با دلِ دردانه می […]