ولادت امام حسن مجتبی(ع) – علی انسانی

ای از بَهار، باغ نگاهت بَهارتر

از فرش، عرش در قدمت خاکسارتر

شبنم ز پاکی تو، به گلبرگ‌ها نوشت

گل پیش روی توست ز هر خار، خوارتر

باران کرَم نمود و ترنّم‌کنان سرود

کز هر چه ابر، دست تو گوهر نثارتر…

شهر مدینه با فقرا جمله واقف‌اند

آن شهر کس نداشت ز تو سفره‌دارتر

ایّوب دید صبر تو، بی‌صبر گشت و گفت

چشم فلک ندیده ز تو بردبارتر

نامت حَسن، و لیک به هر حُسن، اَحسَنی

ناورده دست صُنع، ز تو شاهکارتر

بودی لبالب از غم و درد نهان، و لیک

آیینه‌ای نبود ز تو بی‌غبارتر

باشد یکی، قیام حسین و قعود تو

گشتی پیاده تا که شود او سوارتر…

 

در حال حاضر نظرات بسته است.