شب ششم محرم – علی اکبر لطیفیان

گُلِ پژمرده پژمردن ندارد

 

ز پا افتاده پا خوردن ندارد

 

مرا بگذار عمو برگرد خیمه

 

تن پاشیده که بردن ندارد

 

***

 

بیا شوق مرا ضرب المثل کن

 

تمام ظرفهایم را عسل کن

 

برای آنکه از دستت نریزم

 

مرا آهسته آهسته بغل کن

 

***

 

لبم بوی پدر دارد عمو جان

 

سرم شوق سفر دارد عمو جان

 

تمام سنگ ها بر صورتم خورد

 

یتیمی دردسر دارد عمو جان

 

در حال حاضر نظرات بسته است.