شب چهارم محرم – جواد حیدری

گفتن از زینب و عشقش به تو کار زهراست

 

زینبی که همه‌ی دار و ندار زهراست

 

پرورش یافته‌ی باغ و بهار زهراست

 

باعث فخر همه ایل و تبار زهراست

 

عمه نه؛ مادر سادات پس از زهرا اوست

 

هیچ کس ثانی زهرا نشود، تنها اوست

 

خواهرت هست و بر این فیض مباهات کند

 

همه را مست خودش وقت مناجات کند

 

قبل تکبیر اذان با تو ملاقات کند

 

بهتر از حضرت عباس مواسات کند

 

شیرزن نه به خدا خالق غیرت زینب

 

حافظ خانه‌ی توحید و امامت زینب

 

نشر این عشق فقط از کرم زینب توست

 

عاشقی مشق شده با قلم زینب توست

 

هرچه غم در دل ما هست غم زینب توست

 

سرّ تربت که شفا از قدم زینب توست

 

کربلا جلوه‌گهِ محترم زینب شد

 

پیش‌تر از حرم تو حرم زینب شد

 

آمده تا که دوباره همه را مات کند

 

اینکه پیش از همه عاشق شده اثبات کند

 

نذر اولاد تو یک قافله سادات کند

 

تو دهی اذن و بر این ذهن مباهات کند

 

نه نگو ورنه قسم بر لب زینب آید

 

نام زهرا ببرد تا که گره بگشاید

 

این دو یوسف دو غلام علی اکبر هستند

 

این دو تا آبروی عترت جعفر هستند

 

آشنا با همه آیات مطهر هستند

 

تربیت یافته‌ی ساقی لشگر هستند

 

این جگرگوشه و آن پاره‌تن زینب توست

 

این حسین و دگری هم حسن زینب توست

 

حرمله کو که سه‌شعبه به کمان بگذارد

 

کو سنان نیزه به جسم دو جوان بگذارد

 

شمر کو پا به روی سینه‌شان بگذارد

 

سرشان را ببرد روی سنان بگذارد

 

تن‌ِشان را به سُم مرکبشان بسپارد

 

تا که دست از سر تو قوم لعین بردارد

 

در حال حاضر نظرات بسته است.