ولادت امام رضا(ع) – قاسم صرافان

صدای ذکر تو شب را فرشته باران کرد

 

عبور تو لب «شیراز» را غزل خوان کرد

 

«کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست»

 

بیا که چشم و دلت شهر را چراغان کرد

 

چو خواهرت که ز «دریاچه ی نمک» دل برد

 

هوای زلف تو دریاچه را «پریشان» کرد

 

نه شیخ شهر، تو شاهی که با چراغ رسید

 

و برق عشق تو ما را گرفت و انسان کرد

 

ولی چه حیف که آن طره ی خیال انگیز

 

چه زود آمد و دل برد و روی پنهان کرد

 

چه اشک ها که ضریحت به گونه ها جاری

 

چه دردها که خدا با دل تو درمان کرد

 

شرابِ خون تو جوشید و جان «حافظ» را

 

به جرعه ای غزل از جام غیب مهمان کرد

 

و گنبد تو برای دل کبوترها

 

چه مهربان شد و پرواز را چه آسان کرد

 

سفر اگر چه چنین ناتمام ماند، ولی

 

صدای پای تو «شیراز» را «خراسان» کرد

در حال حاضر نظرات بسته است.